تبلیغات
فرهنگی و هنری - مطالب حرفهایی از دلتنگی

دریافت كد ساعت


نویسنده :الی و الیم
تاریخ:شنبه 11 آذر 1391-09:15 ب.ظ

آشنای نشناخته

صدایی شنیدم صدایی آشنا که مرابه سمت خود می خواند

ترسی تمام وجودم را فراگرفت و به من مجال راه رفتن به سمت آن صدای آشنارا نداد

صدا نزدیک تر ونزدیکتر شد و ترس من بیشتر و بیشتر

در آن لحظه نیازمندی آغوشی برای آرام شدن بودم

 شاید آن صدای آشنا همان آغوش گرمی  بود که من نیازمندش بودم

اما من جرئت ایستادن نداشم و آنجا را ترک کردم و آن صدا ماند ، آن صدای  آشنای نشناخته و من نیز درتنهایی ودر ترس ابدی خویش ماندم.





نوع مطلب : حرفهایی از دلتنگی 
نویسنده :الی و الیم
تاریخ:دوشنبه 8 آبان 1391-04:58 ب.ظ

سکوت

چه دلتنگی عجیبی در وجودم احساس می کنم! بی آن که دلیلی برایش بیابم. در کوچه پس  کوچه های افکارم قدم می زنم شاید پاسخی یابم اما افکارم سرشار از سیاه چال هایی لبریز از سوال است که با نگریستن به آنها آدمی احساس وحشت می کند.کاش لحظه ای این سوال ها سکوت می کردند تا دلیل دلتنگی خود را که همچون کبریت شعله وری که به خرمنی افتاده باشد به جان من رسوخ کرده است بیابم .فقط ، لحظه ای سکوت...





نوع مطلب : حرفهایی از دلتنگی 
نویسنده :الی و الیم
تاریخ:دوشنبه 8 آبان 1391-07:38 ب.ظ

آرامش

 

Shia Upload

به خوابی عمیق احتیاج دارم ،به آرامشی وسیع ، نمیدانم به بدنبالش کدامین جاده ها را باید طی کنم؟!! آیا براستی رویاها همیشه یک رویا باقی می مانند؟ بدست آوردن آرامش نیز رویا محسوب میشود؟ کاش من نیز همچون پرنده ای قدرت پرواز داشتم ، شاید در عرش این آسمان پهناور ، لحظه ای به آرامشی که خواستار آن هستم دست میافتم.





نوع مطلب : حرفهایی از دلتنگی